دبیرستان رو که تمام کردم (نظام جدید آموزش بودم)تا زمان اعزام به سربازی یه سال زمان آزاد داشتم.
رفتم تو یه کارگاه طلاسازی مشغول به کار شدم.
کارگاه داخل یه پاساژ در طبقه همکف قرار داشت که انتهای پاساژ یه کتاب فروشی بود .
کتاب فروشی آقای زواره ای .
در واقع اولین بار تو همون پاساژ بود که با کتاب آشنا شدم.
و جریان فکری من آرام آرام شکل گرفت.
خیلی سال ها بعد که به گذشته نگاه کردم به این نتیجه رسیدم .
طلاهای مغازه آقای زواره ای بیشتر از کارگاهی که من در انجا کار میکردم ارزش داشت .
علم بهتر است یا ثروت؟
یه ,کتاب ,پاساژ ,فروشی ,تو ,کار ,زواره ای ,است یا ,بهتر است ,کتاب فروشی ,ها بعد


درباره این سایت